
http://niloblog.com/up/images/3pdvufdm4xcbt0yeqlq.jpg...
ادامه مطلب
باران باش و ببار و نپرس کاسه های خالی از آن کیست ....
ادامه مطلب
باشد که تا هست از خان و مان مردمم بوی خوش و ترانه برخیزد . مردمان ما شایسته آرامش وآزادی اند ، مردمان ما شایسته شادمانی و ترانه اند ، مردمان ما شایسته دادگری و مهرورزیند ....
ادامه مطلب
تا هست سرزمین من آسمانی باد ! که در او رودهای بسیاری جاری است . ما دامنه ها و دشت هایی داریم دریا وار . رازآمیز ، سرسبز و برکت خیز ؛...
ادامه مطلب
بگذارید هرکس به آیین خویش باشد . زنان را گرامی بدارید . فرودستان را دریابید . و هرکس به زبان تبار خویش سخن گوید ....
ادامه مطلب
من کوروش هخامنش فرمان دادم که بر مردمان اندوه نرود .زیرا اندوه مردمان اندوه من است و شادمانی مردمان ، شادمانی من ....
ادامه مطلب
شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد گورکن گمنامی است که دل به دفن دانایی بسته است....
ادامه مطلب
او که شادمانی مردم را نمی خواهد از ما نیست او برده ی بی مزد اهریمن است...
ادامه مطلب
دروغ گویان تنها بر گورستان مردگان و خاکسترزار خاموشان حکومت خواهند کرد...
ادامه مطلب
هر حکومتی که شادمانی را از مردمان بگیرد شکست خواهد خورد و برانداخته خواهد شد...
ادامه مطلب
من برای همه ی مردم جامعه ای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم....
ادامه مطلب
... خدای بزرگ از کردار من خشنود شد … او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت....
ادامه مطلب
فرمان دادم که همه ی مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند...
ادامه مطلب
من برده داری را بر انداختم، به بدبختی آنان پایان بخشیدم....
ادامه مطلب
آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه ی مردم گام های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابـِل بر تخت شهریاری نشستم. مردوک خدای بزرگ دل های پاک مردم بابل را متوجه من کرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم...
ادامه مطلب